X
تبلیغات
رایتل

جنگ نرم

مقابله با تهدیدات فرهنگی غرب

طیف بندی نئولیبرالیسم، سکولاریسم، تکنوکرات‌ ها و مدرنیسم هنری در

پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1391 02:03 ب.ظ نویسنده: احسان میرزایی نظرات: 0 نظر چاپ

یکی از بسترهای تأثیرگذاردر جنگ نرم دشمن مستکبر علیه انقلاب اسلامی، ترویج ایدئولوژی‏های اومانیستی به ویژه ایدئولوژی لیبرالیسم از طریق ترجمه و تألیف کتب تئوریک در خارج از فضای دانشگاهی است.

حقیقت وجود یک جنگ نرم تمام عیار فرهنگی، سیاسی علیه اسلام و انقلاب اسلامی و هویت اسلامی جامعه و ملت ایران و نیز علیه هویت اصیل و صلابت اعتقادی نظام اسلامی که در اصل ولایت فقیه به عنوان یگانه منبع مشروعیت این نظام مقدس الهی متبلور و تجسم یافته است؛ امری انکارناپذیر است.



 یکی از بسترهای تأثیرگذاردر جنگ نرم دشمن مستکبر علیه انقلاب اسلامی، ترویج ایدئولوژی‏های اومانیستی به ویژه ایدئولوژی لیبرالیسم از طریق ترجمه و تألیف کتب تئوریک در خارج از فضای دانشگاهی است.

حقیقت وجود یک جنگ نرم تمام عیار فرهنگی، سیاسی علیه اسلام و انقلاب اسلامی و هویت اسلامی جامعه و ملت ایران و نیز علیه هویت اصیل و صلابت اعتقادی نظام اسلامی که در اصل ولایت فقیه به عنوان یگانه منبع مشروعیت این نظام مقدس الهی متبلور و تجسم یافته است؛ امری انکارناپذیر است.

دربارۀ این جنگ نرم و شبیخون گسترده و کارزار بزرگ فرهنگی، سیاسی از جهات و زوایا و مناظر مختلف می‎توان و باید سخن گفت.در این مقال کوشیده‎ایم که ضمن ارائه بحثی فشرده و کوتاه، گزارش تحلیلی مختصری در خصوص دسته‎بندی نیروهای اصلی فعال دشمن در جنگ نرم علیه نظام و انقلاب اسلامی در عرصه‎های مختلف فرهنگی ارائه دهیم. طیف نیروهای دشمن نئولیبرالیست، سکولاریست فعال در جنگ نرم علیه ایران اسلامی را می‎توان در این دسته‎بندی بازشناسی کرد:

الف ) روشنفکران تکنوکرات آکادمیک و جنگ نرم

روشنفکری ایران از ابتدای تولد خود نسبت به ایدئولوژی‎ها وایدئولوگ‎ها و روشنفکران مدرنیست غربی حالت یک مقلد کپی کار را داشته است. درواقع به نظر می‎رسد جهت نمای ایدئولوژیک بخش اصلی روشنفکری مدرنیست ایران[ چه در عرصه ژورنالیسم، چه در قلمرو داستان‎نویسی، چه در حوزۀ مباحث سیاسی و ایدئولوژیک و چه در پهنۀ فعالیت آکادمیک و دانشگاهی ] همیشه تابعی از تحولات و دگردیسی‎های تئوریک وایدئولوژیک روشنفکران کشورهای متروپل غربی بوده است.

کاست روشنفکری ایران از زمان تأسیس بیشتر تابع و مقلد شاخه‎های انگلیسی و فرانسوی کاست روشنفکری غرب بوده است وفی‎المثل توجه آن به شاخۀ آلمانی و یا ایتالیایی کمتر بوده است. وجه آکادمیک و تکنوکرات‎های فرهنگی روشنفکری ایران از زمان پیدایی به سمت رویکردهای تحلیلی و پوزیتیویستی انگلیسی، فرانسوی بیشتر متمایل بوده است. به گونه‎ای که می‏توان بنیان‏گذاران رشته‎های اصلی علوم انسانی مدرن در نظام دانشگاهی ایران [از زمان تأسیس دانشگاه تهران در زمان رضاخان پهلوی و حتی قبل از آن] را مقلد فلسفه‎های پوزیتیویستی و آمپریستی و ایدئولوژی‏های لیبرالیستی و در موارد نادری سوسیال، دموکراتیک انگلیسی وفرانسوی دانست.

به عنوان مثال به "محمدعلی فروغی" [فراماسونر یهودی تبار که نقش ویژه‎ای در تأسیس سلطنت سراپا وابسته و دست نشاندۀ پهلوی داشت] و نقش او در شکل‎گیری رشته‏های "حقوق" و "علوم سیاسی" در نظام دانشگاهی مدرنیستی ایران توجه نمایید. فروغی فارغ از آنکه استاد اعظم فراماسونری انگلیسی بود، به لحاظ تئوریک و به عنوان یک روشنفکر به تبار فکری لیبرالیزم مشروطه‎طلب انگلیسی تعلق داشت واز آن پیروی می‎کرد.

به عنوان نمونه‎ای دیگربه شخصیتی که مثل فروغی، فراماسونر و تابع و پیرو سیاست‎های استعماری دولت انگلستان بود و نقش مهمی در شکل‎گیری "مدرسه علوم سیاسی" در اواخر دوران قاجار و نیز رشته‏های دانشگاهی "حقوق" و "علوم سیاسی" در نظام دانشگاهی مدرن ایران دوران پهلوی داشت، توجه کنید. یعنی به "حسن پیرنیا" ، کسی که نقش مهمی در شکل‎دهی به "دیسکورس" (سخن ) ناسیونال، شووینیستی و ماسونی حاکم بر رشتۀ "تاریخ" در نظام آکادمیک ایران دوران پهلوی و پس از آن داشته است. حسن پیرنیا پیرو تبار ایدئولوژیک لیبرالیسم مشروطه طلب ماسونی انگلیس بود.

در پی‎ریزی بنیان‏های رشته درسی آکادمیک اقتصاد مدرن نیز رد پای پیروی از مدل لیبرالیسم کلاسیک و علم اقتصاد سرمایه‎داری مدرن را با واسطه‏گری "حسین پیرنیا" و تا حدودی نیز محمدعلی فروغی می‎توان مشاهده کرد و این سیطرۀ میراث لیبرالیستی بر نظام آموزش آکادمیک اقتصاد در کشور ما در دهه‎های اخیر با غلبۀ دیسکورس (سخن) نئولیبرالی همچنان تداوم پیدا کرده است.

دررشتۀ جامعه‎شناسی نیز سیطرۀ فلسفۀ پوزیتیویستی از طریق لیبرال، پوزیتیویست متعصبی به نام "دکتر غلامحسین صدیقی" [ که نقش مهمی در پی‎ریزی رشتۀ علوم اجتماعی دانشگاهی در کشور ما داشت] و نسل هم‏فکران و بعدها شاگردان او کاملاً نهادینه گردید.صدیقی، لیبرال مصدقی‎ای بود که در ماه‏هایآخر سلطنت محمدرضا شاه پهلوی کاملاً علیه انقلاب اسلامی ایران موضع گرفته بود و به گفتۀ "هوشنگ نهاوندی"، شاه را دعوت به ماندن درایران و عدم ترک کشور می‎کرد.

غلامحسین صدیقی در سال 1317 شمسی به تدریس جامعه‎شناسی پرداخت ودر سال1322 شمسی "یحیی مهدوی" به تألیف کتاب " جامعه‎شناسی یا علم‎الاجتماع" پرداخت. رشتۀ دانشگاهی جامعه شناسی در ایران بر پایۀ رویکرد پوزیتیویستی متأثر از پوزیتیویسم فرانسه تأسیس گردید وبعدها اگر چه یک جریان غیر غالب مارکسیستی با محوریت "امیر حسین آریان‎پور" در فضای آکادمیک علوم اجتماعی ایران شکل گرفت، اما آن گرایش نیز مبنائاً متأثر از تفسیرهای پوزیتیویستی از جامعه‎شناسی مارکسیستی بود.

رشتۀ دانشگاهی "روان‎شناسی" در ایران نیز متأثر از یک نگرش پوزیتیویستی توسط دولتمرد فراماسونر دوران پهلوی اول و دوم یعنی "دکتر علی اکبر سیاسی" پی‎ریزی گردید. دکتر سیاسی از فراماسون‎های مدرس در مدرسۀ علوم سیاسی بودکه در سنت دانشگاهی روان‎شناسی پوزیتیویستی در فرانسه تحصیل کرد و در دوران حکومت رضا خان پهلوی و محمدرضا شاه با رژیم همکاری نزدیک داشت و در سال 1321 شمسی به "وزارت فرهنگ" رسید. سیطرۀ دیسکوروس پوزیتیویستی و لیبرالیستی بر نظام آکادمیک روان‎شناسی ایران بسط یافت و در آثاری که "دکتر محمود صناعی"، " دکتر حسین عظیمی" و متأخرین از آثار "مان" و دیگران ترجمه و یا توسط ایشان تألیف گردید، تداوم یافت و در آثار و آموزه‎های متأخرین دنبال گردید.

اساساً و در یک جمع‎بندی کلی می‏توان گفت که نظام آکادمیک (دانشگاهی) علوم انسانی مدرن درایران که توسط رژیم پهلوی اول پی‎ریزی گردید و در دوران پهلوی دوم بسط و گسترش یافت و نهادینه گردید در رشته‏های اصلی خود به لحاظ معرفت‎شناختی ملهم از سخن پوزیتیویستی انگلیسی و فرانسوی وبه لحاظ سخن سیاسی و ایدئولوژیک ملهم از لیبرالیسم انگلیسی، فرانسوی(عمدتاً مقلد جهان‎بینی به اصطلاح عصر روشنگری) بوده است.

البته در رشتۀ دانشگاهی "تاریخ" علاوه بر حضور پر رنگ سخن ملهم از "اندیشۀ ترقی" رگه‏هایی از شووینیسم ناسیونالیستی‎ای که طراحان و مبلغان و بانیان اصلی آن فراماسونرهای انگلیسی‏ای نظیر "سرهار فورد جونز" و "جیمز موریه" و "جی. بی فریزر" و "سرجان ملکم" بوده‎اند نیز به عنوان یک جریان بسیار تأثیرگذار و حاکم دیده می‏شود.همین رویکرد فکری است که از حسن پیرنیا آغاز می‎شود و در امتداد خود در آثار و طریقۀ تاریخ‎نگارانۀ " سعید نفیسی" [ با این که ظاهراً نفیسی فراماسونر نبوده] و "رشید یاسمی" و "ذبیح‎ا... صفا" و "حسن تقی ‎زاده" و "رضا زاده شفق" و "عبدالحسین زرین‎کوب" و برخی دیگر به اشکال و انواع مختلف بسط و تداوم می‎یابد.

سیطرۀ سخن لیبرال،مدرنیستی مبتنی بر زیربنای معرفت‎شناختی، روش‎شناختی پوزیتیویستی و ملهم از مشهورات سکولار، روشنفکرانه‎ای نظیر "اندیشۀ ترقی" که مروج کلیت تفکر و جهان‎بینی اومانیستی، سکولاریستی مدرن به طور اعم و ایدئولوژی لیبرالی به طور اخصّ می‎باشد، در تمامیت نظام دانشگاهی‎ای که توسط رژیم پهلوی تأسیس یافت و نهادینه گردید [و در تمامی رشته‎های آموزشی آن البته به مراتب و درجات مختلف ] ساری و جاری بوده است و همین امر موجب شده که بخش تأثیرگذاری از روشنفکر، تکنوکرات‎های آکادمیسین جامعه ما و فضای کلی نظام آموزشی رشته‎های دانشگاهی علوم انسانی، در آرایش کنونی جنگ نرم و صف‎بندی نیروها، دانسته یا نادانسته درخدمت جریان تهاجم و شبیخون فرهنگی درآیند.

البته کوشش‎های چندساله دولت اصول‎گرا[که در پی تذکر حکیمانه مقام معظم رهبری در خصوص ضرورت ایجاد تحول در نظام آموزش ومحتوای دروس رشته‏های دانشگاهی علوم انسانی آغاز گردید] در تعدیل وضع و ایجاد برخی تغییرات مناسب تا حدودی مؤثر بوده است، اما به هر حال در شرایط کنونی کلیت خطر ناشی از حرکت جریان مهاجم جنگ نرم از بستر نظام آکادمیک رشته‎های علوم انسانی همچنان پابرجاست که باید برای مقابله با آن تدبیری جدی اندیشید.

ب ) روشنفکران تکنوکرات مبلّغ ایدئولوژی‎های مدرنیستی

یکی از بسترهای تأثیرگذاردر جنگ نرم دشمن مستکبر علیه انقلاب اسلامی، ترویج ایدئولوژی‏های اومانیستی به ویژه ایدئولوژی لیبرالیسم از طریق ترجمه و تألیف کتب تئوریک در خارج از فضای دانشگاهی است. البته اکثر این آثار به طور مستقیم و غیر مستقیم درفضاهای آکادمیک رشته‏های مختلف دانشگاهی علوم انسانی مورد تدریس قرار می‏گیرد و یا محتوای سکولار، اومانیستی آنها به نحوی ترویج و تبلیغ می‏گردد.

اگر چه پدیدآورندگان این آثار در حال حاضر ارتباط مستمر و تشکیلاتی با نظام آموزش دانشگاهی کشور در رشته‎های علوم انسانی ندارند، اما تأثیر حضور آراء آنها به صورت گسترده در این فضاها دیده می‏شود.البته نویسندگان روشنفکر، تکنوکرات مبلغ ایدئولوژی‏های مدرنیستی [عمدتاً ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک و نئولیبرالیسم] در بیرون از نظام آکادمیک و در میان برخی اقشار و گروه‎های تحصیل‎کرده و کتابخوان طبقۀ متوسط مدرن نیز به دنبال مخاطب می‏گردند.

داریوش شایگان، داریوش آشوری، همایون کاتوزیان، یرواند آبراهامیان، جواد طباطبایی، حسین بشیریه، خشایار دیهیمی، عزت ا... فولادوند، مراد فرهادپور، رامین جهانبگلو، محمدرضا نیکفر، تورج اتابکی، مهرزاد بروجردی و عده‎ای دیگر طیفی از نویسندگان و مترجمان روشنفکر، تکنوکرات مبلغ ایدئولوژی‏های اومانیستی [به ویژه نئولیبرالیسم] هستند که از طریق تألیف و تئوری‏پردازی‏های نئولیبرالی و یا ترجمه آثار لیبرالیست‏ها، فمینیست‏ها، و درموارد اندکی سوسیالیست‏های لیبرال موسومبه چپ آمریکایی بخشی از فعالیت جریان جنگ نرم علیه آرمان‏های انقلاب اسلامی را فعال کرده‏اند.

دامنۀ فعالیت این طیف بسیار گسترده است و از تبلیغ و ترویج مدل‏های نئولیبرالی تاریخ‏انگاری برای ایران [در آثار امثال کاتوزیان و آبراهامیان وطباطبایی] تا ترویج اقتصاد نئولیبرالی [توسط مترجمانی چون: فولادوند از طریق ترجمه آثار فون هایک و یا ترویج تئوری‏ها و نسخه‏های اقتصادی نئولیبرالی برای ایران] و صور مختلف تبلیغ و ترویج لیبرال دموکراسی و شعارهای دروغین "عدم خشونت" و ترویج "حقوق بشر" اومانیستی آن و شبهه آفرینی‏های فلسفی در مسیر غایات لیبرالی [توسط امثال جهانبگلو و شایگان و آشوری و نیکفرو...] تا ترویج انقلاب ستیزی و آرمان‏گریزی و دعوت به تسلیم در برابر استکبار نئولیبرال [از طریق ترجمه آثار و یا کتب شرح و تبلیغ آراء کارل پوپر و هانا آرنت و آیزایابرلین و هابرماس...] و نیز ترویج مدل ادبیات تعهدگریز و آرمان ستیز نئولیبرالی و تکنیک‏زده و فرمالیست و بی‏اعتنا به محتوا و آبسوردیست و نقد ادبی منطبق با آن [از طریق ترویج آراء منتقدان ادبی ساختار شکن، پسارئالیست، پست مدرن، فرمالیست ونیز آثار داستانی نویسندگان سوررئالیست، پیرو رمان نو، هنر برای هنرو ...] و برخی قلمروهای دیگر را در بر می‏گیرد.

مقابله با این جریان خزنده و خطرناک عمدتاً باید از طریق مبارزۀ تئوریک و روشنگری در حوزۀ مباحث نظری، حمایت از نویسندگان و تئوریسین‏ها و ایدئولوگ‏های خودی، گسترش کمی و کیفی پژوهشکده‏ها و پژوهش‏های عمیق تئوریک، کمک به گسترش ناشران انقلابی و متعهد و حمایت فعال و گسترده از آنها و کمک به نشر و توزیع گسترده آثار تئوریسین‏ها وایدئولوگ‏های خودی مسلمان متعهد به آرمان‏های انقلاب اسلامی وآموزش آراء وآثار آنها به عنوان مبانی کتب و جزوات درسی دانشگاهی ونیز آموزشکده‏ها وفرهنگ سراها و فضاها و مجاری آموزشی غیر رسمی به ویژه صدا وسیما صورت گیرد و تحقق این مهم از طریق انجام برنامه‏ریزی دقیق و تشکیل ستاد مشترک فرماندهی فرهنگی [به معنای اعم کلمه] برای مبارزه با جنگ نرم و هماهنگی تمام عیار دستگاه‏ها و وزارتخانه‏ها ونهادهای دست‏اندرکار قلمرو‎های فرهنگی و هنری ممکن می‏شود.

ج ) روشنفکران داستان نویس و مترجمان آثار داستانی مبلغ سبک زندگی و فرهنگ و اخلاق و عادات مدرنیستی لیبرالی

بخش دیگری از تهاجم ویرانگر فرهنگی علیه نظام اسلامی و ارزش‏ها وآرمان‏های انقلاب اسلامی و نیز علیه کلیت جهان‏بینی و هویت اسلامی ملت ایران از طریق ترجمه گستردۀ آثار داستانی و نمایشنامه‏های با مضامین آبسوردیستی، اومانیستی، سکولاریستی و مروج مدل زندگی و نوع اخلاقیات و نظام ارزشی غربی (عمدتاً لیبرالی) و یا از طریق نگارش آثار داستانی و نمایشنامه‏هایی با درون مایه‏های اومانیستی، سکولاریستی و مروج نسبی‏انگاری، آبسوردیسم، تعهد گریزی، بی‎اعتنایی به احکام شرعی و اخلاقی، به سخره گرفتن ارزش‏ها و آرمان‎های اسلامی و انقلابی و موارد عدیده و متعدد دیگر توسط روشنفکران ادبی مبلغ مدرنیسم و فمینیسم و به ویژه نئولیبرالیسم صورت می‏گیرد .

البته در دوران دولت اصولگرا مسئولان و متولیان حوزه‏های مرتبط با این مباحث با یک کار مجدانه نظارتی، انصافاً نقش بسیار تأثیرگذاری در کاستن از عوارض و آفات فعالیت مهاجمین در این عرصه‏ها داشته‏اند که شایستۀ تقدیر است. اما به موازات این امر بی تردید باید در خصوص گسترش کمی و ارتقاء کیفی نگارش داستان‏های سالم و افزودن بر جاذبه و تأثیرگذاری آنها و نیز نشر گسترده و توزیع فراگیر و توانمند آنها و حمایت از پدید‎آورندگان این آثار ونیز تربیت نسل نوینی از داستان‏نویسان توانمند و متعهد به صورت سازمان یافته و با برنامه و نیز پیگیری آن از طریق نظام دانشگاهی کشور[البته به صورت سالم و ارزشی و متعهد به آرمان‎های انقلاب اسلامی و فارغ از حضور آفت‏زای عناصر و اراده و منفعل در برابر مدرنیست‏ها و یا مذبذب و معتقد به رویکردهای رایج مدرنیستی در داستان وفارغ از تأثیرپذیری از سیطرۀ پارادایم‏های ادبی نئولیبرالی] به منظور نهادینه و سیستماتیک کردن امر تربیت نیروی متعهد در عرصۀ داستان نویسی ملهم از دیسکورس انقلاب اسلامی در نظام دانشگاهی کشور

د) روشنفکران ژورنالیست مبلّغ نئولیبرالیسم و آبسوردیسم

روشنفکران ژورنالیست نئولیبرالیست با انتشار روزنامه‏ها و ماهنامه‏ها و هفته‎نامه‏ها و گاهنامه‏های عمومی وتخصصی کوشش گسترده‏ای را در عرصه‏های سیاسی، اقتصادی،اجتماعی، فلسفی و مباحث علوم انسانی، و ادبی و هنری به منظور پیشبرد جنگ روانی، تشویش آفرینی، تطهیر چهره‏هایلیبرال، کمک به کودتای نئولیبرالیستی فتنه سبز، تبیین و تبلیغ رسمی و غیر رسمی و مستقیم و غیرمستقیم خواست‏ها و شعارها و مطالبات جناح نئولیبرالیست و جذب نیرو برای آنها و نیز ترویج مشهورات نئولیبرالیستی و سکولاریستی و مفروضات علوم انسانی سکولار[ در رشته‏ها و حوزه‏ها ومباحث مختلف] و دریک عبارت کوتاه پیشبرد چند وجهی و همه جانبۀ شبیخون فرهنگی برای مخاطبان عام و خاص به کار برده‏اند.

اگر فقط بخواهیم به ذکر یک نمونه بسنده کنیم باید از نشریۀ "مهرنامه" نام ببریم که به گونه‏ای فراگیر، گسترده و نسبتاً صریح مأموریت مشخصی رادر زمینۀ ترویج جهان‏بینی سکولار، لیبرالیستی علوم انسانی مدرن و نیز ایجاد پل پیوند میان بخش تأثیرگذاری از روشنفکران سکولاریست خارج از کشور و مخاطبین داخلی آنها و جذب و تربیت نیرو در مسیر ترویج دیسکورس نئولیبرالیسم ایرانی بر عهده دارد.

البته مهرنامه در این قلمرو تنها نشریه نیست و دامنۀ فعالیت روشنفکران ژورنالیست نئولیبرالیست ایران نیز صرفاً به ماهنامه تئوریک محدود نمی‏شود.به موازات حرکت روشنفکران ژورنالیست نئولیبرالیست، بخشی از ژورنالیست‏های روشنفکر (که وجهه نظر وصبغۀ تئوریک و آکادمیک خیلی کمتری دارند) نیز در برخی روزنامه‏ها و به ویژه از طریق انتشار هفته‏نامه‎ها و ماهنامه‏ ها به ترویج نوعی آبسوردیسم زرد مبتذل می‏پرداختند.

ه) روشنفکران مدرنیست فعال در سینما و تئاتر و دیگر عرصه‏های هنری

یکی دیگر از عرصه ‏های بسیار مهم که سربازان و کارگزاران جنگ نرم دشمن از اوایل سال‏های دهۀ 1360 به شدت درآن فعال بوده‏اند، قلمرو سینما وتئاتر و برخی مقولات دیگر هنری است. سیطرۀ جریان روشنفکری نفوذی نئولیبرالیست نقاب‎داردر وزارتخانه‏ و سازمان‏ها و تشکل‎های مرتبط با سیاستگزاری‏های سینمایی و تئاتری و هنری [به معنای اعم آن] درسال‏های دهۀ 60 و چند سالی پس از آن، فرصت مناسبی برای مهاجمین فرهنگی در مسیر پیشبرد اهداف لیبرال، سکولاریستی‏شان فراهم آورده بودکه خوشبختانه در پی روی کارآمدن دولت اصولگرا و انجام خانه‏تکانی جدّی در چرخۀ نخبگان مرتبط با مدیریت فرهنگی، هنری کشور آن روند حرکت تأسف‏بار سابق‏الذکر متوقف گردید که حوصلۀ این مقال در پرداخت به آن بیش از این نیست.

در خصوص جنگ نرم استکبار نئولیبرالیست علیه هویت اسلامی جامعه و نظام اسلامی ایران و به منظور مبارزه با آرمان‏های انقلاب اسلامی و موجودیت نظام الهی ولایت فقیه در ایران، گفتنی‏ ها و نکته های بسیار دیگری نیز هست که باید در فرصت‏های دیگری یکایک به آنها پرداخت. ان شاءا....

شهریار زرشناس